عماد الدين حسن بن علي الطبري
271
مناقب الطاهرين ( فارسي )
از ما شريك گردان در اين كار تا اين فخر نيز ما را باشد تا به روز قيامت . امير المؤمنين على عليه السّلام اوس خولى - و وى بدرى بود و مردى صالح - گفت بايد كه در خانه آيد بدين كار . اوس نصرت كرد . و چون رسول در گور نهادند ، جمله از آنجا بيرون رفتند الّا امير المؤمنين على عليه السّلام كه بايستاد و گره كفن بگشود و روى رسول بر خاك نهاد و روى فرا قبله كرد و دستها به پهلو فرو كشيد و به خدا سپرد و خشت فراچيد و بيرون آمد و به گل پر كرد و قبر رسول ( ع ) راست بكرد و به عزاى رسول ( ع ) بنشست . و بزرگان و اشراف مىآمدند و تعزيت وى مىكردند . و وى با بنى هاشم بدين كار قيام نمودند . و دليل بر اين ابن اعثم كوفى در كتاب فتوح ايراد كرد و گفت : چون امير المؤمنين بعد از فراغ از عزاى رسول خدا ( ص ) در مجمع صحابه حاضر شد و وى را دعوت كردند به بيعت ابو بكر ، وى ايراد حجّتها كرد بر صحابه . ايشان گفتند : يا على ، تو مشغول بودى به دفن و عزاى رسول و در اين كار رغبت ننمودى و ما را اين حال معلوم نبود كه تو رغبت اين كار دارى . اگر ما را معلوم بودى ، بر ابو بكر بيعت نكردمانى . امير المؤمنين ( ع ) گفت : چگونه شايستى كه من رسول عليه السّلام را در خانه گذاشتمى و بدين كار شروع كردمى ؟ ! و اين نوع كردن شنعتى عظيم بودى . « 1 » مقصود كه صحابه فرصت نگاه داشتند و اكابر مهاجر و انصار را بفريفتند به عطاياى بسيار و وعدهها و توليت حكم و ولايت و هر يكى را به اقليمى و ولايتى و شهرى نامزد كردند و خاطرها با دست گرفتند . و چون
--> ( 1 ) - اين فقره در كتاب الفتوح ابن اعثم چ هند يافت نشد . محتمل است كه در نسخهء مؤلّف اين كتاب بوده باشد .